چه بايد كرد؟
تو خورشيدي و من شبنم، چه سازم؟
نه تاب دوري و نه تاب ديدار!
(الان با تمام وجود، معناي سوختن و ساختن را تجربه مي كنم. چه بايد كرد؟)
پ. ن. چقدر از اين لحنِ مرسوم شده در وبلاگ ها بدم مي آيد: "و چنين است كه سرانجام مرا از خواب سختِ بيدار كردند و اي كاش نمي كردند."
