گفتگو

بدو پسر بدو! آزاد باش آزاد!

اين مطالب از سايت انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير نقل شده است. ذكز اين مطلب به اين معني نيست كه من مطالبشان را قبول دارم ولي خوب اين هم يك نوع نگاه است. و البته زيباست!
بدو پسر، بدو! فرار کن! تو باید آزاد باشی! آخر تو تنها کسی بودی که آن شب افشاگرانه بیانیه دادی و اخبار21 آن را با صدای بلند برای همه خواند و فردایش روزنامه های این طرف و آن طرف همه شان آن را نوشتند. همه شان نوشتند که قیمت سیاست مداران ایرانی -همان سینه چاکان تحمیلی ملت!- به ریال چقدر است. پس فرار کن پسر، بدو!
می دانم که تو را "سمبل فساد اقتصادی در ایران" می دانند برای همین هم می گویم فرار کن برای همین هم باید آزاد باشی!
می دانم این آزادی حق تو نیست اما آزادی تو حقیقت جامعه امروز ماست. پس فرار کن پسر، بدو! با هر چه توان داری فرار کن! تو باید آزاد باشی! ترا به حقیقت که آزاد باش تا همه ببینند... تا همه بدانند.
بخند پسر من عاشق آن خنده هایت در آن دادگاه ها بودم. آن جا که می گفتند داد مردم را باید ستاند و تو خندیدی! میدانی؟ تو عریان ترین چهره وضعیت نکبت بار ما و آنها بودی، هستی. بخند پسر با تمام وجود بخند. من عاشق آن خنده هایت بر روی جلد تمام رنگی روزنامه های بی تمام صبح بودم. بخند به ملتی که نیم خیز منتظر حکم سلاخی¬ات بودند تا هورا بکشند برای سلاخانت! تا خوشحال باشند. بخند پسر به حماقت همه ی ما بخند.
بخند و بدو و رها باش! تو را قسم به آن چک های دو امضا ات درجیب آن دولتمرد و سیاستمدار مردم دوست! تو را قسم به آن سکه های زرنگارت در کیسه آن زاهد پیشانی پینه بسته! تو نباید قربانی شوی تا خونت را صدقه سری شان بر سردر عدالتخانه شان بمالند.
آزادی حق تو نیست؛ ولی آزادی تو حق است... آزاد باش پسر آزاد!



همچنان خواهيم خواند، همچنان خواهيم نوشت

به نام حق
ترم موسوم به "ترم استراحت" گذشت ولي من و هادي، همچنان مي نويسيم.