گفتگو

روشنفکر و توهم روشنفکری

وقتی صحبت ها و نظریه های دکتر سروش، آقای ملکیان ویا مثلا مرتضی مردیها را می خوانم با اینکه با یک سری از مطالبشون مشکل دارم ولی لذت می برم از این همه شجاعت و آزادگی در دنیای علم. از این که با وجود تمام تبلیغات و موانع مقدسی که سر راه بوده، با صداقت (ان شاء الله که با صداقت بوده باشد)، مسیر دیگری را یافته اند. ولی یک عده ای هستند که اصلا چنین حسی را در آدم القا نمی کنند، همان هایی که احساس شناخت دنیا و واقعیت های عالم بهشان دست داده و البته غرور کورشان کرده. اسم نمی برم ولی اگر اطرافتان را خوب بنگرید از این آدم ها زیاد می بینید. (شاید من هم یکیشان باشم.) حرف های این دسته را خیلی جدی نگیرید که بیشتر به خاطر خودنمایی و جلب نظر دیگران چنین حرف هایی از دهان مبارکشان خارج می شود. به هر حال راجع به این دسته بیش از این نمی نویسم که به قول دکتر شریعتی "به دشنام هم نمی ارزند.".

0 Comments:

Post a Comment

<< Home