گفتگو

كار نيكو كنيد=انجام كار درست

حضرت علي (ع) مي فرمايند: "هر كسي كارش را نيك انجام دهد و كار نيكو كند به آرزويش مي رسد".
دوستاني كه با مديريت آشنايي دارند مي دانند كه در مديريت سازمان ها دو پارامتر حياتي وجود دارند كه تمام تلاش مدير بهبود آن دو است. اين دو پارامتر عبارت اند از "كارايي" و "اثربخشي" كه به اين صورت تعريف مي شوند:‌"كارايي عبارت است از انجام درست كار" و "اثربخشي عبارت است از انجام كار درست".
انصافا تا اين اصطلاحات مديريتي را به كار نبرده بودم، در كلام حضرت علي، توجهي كرده بوديد يا خيلي راحت از آن گذشتيد و به منزله ي نصيحت تلقي اش كرديد؟ به قول دكتر علي شريعتي بايد نظرمان را به اين بزرگان اصلاح كنيم، "از ياد ببريد كه علي كه بود، تا علي را بوعلي سينا معرفي كنم، علي را فراموش كنيد تا علي را ابوريحان بنامم." (نقل به مضمون)

تصميم فراموش شده

قبلا به اين نتيجه رسيده بودم كه نبايد به شرايط موجود اعتنا كنم. هر فعاليتي، هر عادتي و هر شرايطي كه الان وجود دارد، لزوما بهترين فعاليت ها، عادت ها و شرايط نيست. به دنبال همين قضيه هم تصميم گرفتم كه تمامي عقايد و فعاليت ها و عادات خودم را بررسي كنم و حداقل تلاش كنم تا آگاهانه بازسازي‌شان كنم. بيش از سه سال از آن واقعه مي گذرد. در اين مدت، بزرگترين تغييرات را متحمل شدم و البته بيشترين رشد را (به نظر خودم)، در طول زندگيم، تجربه كردم.
امشب، وقتي با بچه ها بر سر بازسازي جلسات مشترك و ... بحث مي كرديم، پيشنهاد يكي از دوستان (سعيد)، بار ديگر تكانم داد. و آن تصميم ديرينه را به خاطرم آورد. سعيد ساده گفت ولي عميق: "جلسه را حذف كنيم.". در واقع صورت مسئله را پاك كرد ولي بار ديگر يادآور شد كه در بند عادت ها ماندن و بهينه كردن شرايط موجود لزوما جواب بهينه ي مسائل نيست. خيلي از مسائل هستند كه نياز به پاك شدن دارند تا فضاي نفس كشيدن براي مسائل ديگر باز شود.
همين الان، دقيقا همين الان، نگاه كنيد و عادت ها، عقايد و شرايط فعلي خود را نگاهي بيندازيد. چند درصد آن ها ناخودآگاه و از روي عادت انجام مي شوند؟ نياز به يك بازنگري‌است.

نسل سوخته

وقتي يك سازمان دولتي اينگونه از واقعيت هاي مخفي بگويد، بدانيد در مملكت خيلي بيشتر از اين ها واقعيت هاي مخفي وجود دارد. اين مقاله را از دست ندهيد.

سرنوشت مبهم ايران

اگر قرار باشد اين زورگويي ها در سياست هاي ايران باقي بماند، فقط سرنوشت ليزينگ نيست كه مبهم مي شود، بلكه سرنوشت ايران نيز مبهم خواهد شد.

ملت عجب رويي دارند

سخنگوي ائتلاف آبادگران جوان درباره شركت حاميان دولت در انتخابات شوراها افزود: لفظ حاميان دولت بسيار غلط است؛ چرا كه همه احزاب و گروهها حاميان دولت هستند و با شعار دولت 70 ميليوني مگر مي‌شود كه حاميان غيردولت هم داشته باشد.

... و

زمان مي گذرد،
و فقط خاطره هاست،
كه چه شيرين و چه تلخ،
دست ناخورده به جا مي ماند.

مردم! نگران باشيد، توطئه در پيش است

باور كنيد همه ي دنيا بدخواه ما نيستند. خيلي از مشكلاتي كه براي ما پيش مي آيد، به خاطر اشتباهات خودمان است. اينكه مثلا ما نتوانسته ايم از فلان نظريه ي مديريتي استفاده كنيم، به اين خاطر نيست كه آن ها علوم مديريتيِ به‌دردبخورشان را به ما و امثال ما نمي دهند. به اين خاطر است كه ما خودمان كم كار كرده ايم و نتوانسته ايم از آن بهره ببريم. الان ديگر در دنياي اينترنت جاي اين حرف ها نيست! اينقدر علم با سرعت منتشر مي شود كه اصلا جايي براي اين بحث ها باقي نمي ماند.
اصلا من مانده ام كه اين همه سياه نمايي براي چيست؟ البته در تاريخ، بارها ثابت شده است كه خيلي از كشورها فقط تا جايي كه از رفاقت منفعتي مي برند، با ديگران رفيقند (كه خودمان هم جزء همين دسته بوده ايم)، ولي در عصر جديد، اين مسئله بسيار كم‌رنگ تر شده است، چرا كه نه تنها انسانيت بيش از پيش رشد كرده است، توانايي انحصار هم كاهش يافته است. اين كه بعضي ها (عمدتا آن هايي كه در حكومتند يا از حكومت بهره مي برند!)، اينقدر دنياي غرب و مردم غرب را انسان هايي وحشي كه منتظر فرصت براي نابودي ديگران هستند، نشان مي دهند، بايد علت ديگري به غير از اين تصور سياه تاريخي باشد. احتمالا تيتر روزنامه ي كيهان را مطالعه كرده ايد (به هيچ وجه خواندن بقيه ي روزنامه را، توصيه نمي كنم)، انصافا تا حالا فضايي به غير از توطئه و انتقام در آن مشاهده كرده ايد؟
نكته اين است كه اصلا فكر نكنيد كه اين سياه نمايي ها (ديگران) و در نقطه ي مقابلش مظلوم نمايي ها (ما)، از عده اي فريب خورده كه بگذريم، دليل تاريخي و احساسي دارد. خير! مطمئنا دليلي منطقي پشت اين هاست. حال، خود بخوان حديث مفصل را.
اين كه ادامه ندادم به چند دليل است:
1. هنوز از جانم سير نشده ام.
2. صددرصد مطمئن نيستم.
3. براي فكر شما هم ارزش قائلم.

حال هم زن

هيچ آدمي مثل آدم هايي كه خودشون نيستند، حالم رو به هم نمي زنه.