عجب
يكي روبهي ديد شيش دست و پاي
فرو ماند در لطف و صنع خداي
كه چون زندگاني به سر مي برد
به شيش دست و پا از كجا مي خورد
درين بود درويش هشت دست و پاي
كه شيري درآمد هزار دست و پاي
شغال دو دست را شير خورد
بماند آنچه شيش دست از آن سير خود...
فرو ماند در لطف و صنع خداي
كه چون زندگاني به سر مي برد
به شيش دست و پا از كجا مي خورد
درين بود درويش هشت دست و پاي
كه شيري درآمد هزار دست و پاي
شغال دو دست را شير خورد
بماند آنچه شيش دست از آن سير خود...
مهادي
