گفتگو

خوش باش

ببين عزيز! خوش باش تا خوش باشندت.
سر هر قضيه ضاقارتي اينقده گير بيخود نده!
مثلا اگه برفرض محال رفتي يك سي دي از مغازه بخري، اگه طرف گفت 1000 تومن، همون سي دي رو هم چارقدم اون‌ورتر مي دن 500 تومن، اگه پولش رو داري و به جاييت هم برنمي خوره، ارزش نداره، چونه نزن، اون‌ورتر هم نرو! 1000 تومن رو بده و خلاص!
بايد خوش باشي تا خوش باشندت ها!

شب هاي شعرخواني من بي فروغ نيست!

گاهي چنان بدم كه مبادا ببينيم
حتي اگر به ديده رويا ببينيم
من صورتم به صورت شعرم شبيه نيست

براين گمان مباش كه زيبا ببينيم
شاعر شنيدني است ولي ميل، ميل توست
آماده اي كه بشنوي‌ام يا ببينيم؟

اين واژه ها صراحت تنهايي من اند
با اين همه مخواه كه تنها ببينيم
مبهوت مي شوي اگر از روزنت شبي
بي خويش در سماع غزل ها ببينيم
يك قطره ام، و گاه چنان موج مي زنم
در خود، كه ناگزيري دريا ببينيم
شب هاي شعر خواني من بي فروغ نيست
اما تو با چراغ بيا تا ببينيم

از كتاب شاعر شنيدني است از محمد علي بهمني

يك سوال، چقدر جواب!!!

مي گه "آقا بفرما بيرون!" بعد صداش رو مي بره بالا: "من به چند نفر بايد جواب بدم!هيچكدومتون ادب نداريد. اصلا به تو چه؟" اون يكي هم مي آد كمكش: "اصلا رفته خوش بگذرونه! رفته حال كنه! به شما كه ربطي نداره!". "من نمي دونم تو اين دانشگاه چه خبره، همه فقط زورشون به ماي بدبخت مي رسه!"
رفتم تو پذيرش دانشگاه. كار اداري پيش اومده بود.
- "سلام خانم!"
- "سلام"
- آقاي ... نيستند.
- نه! يك ساعت ديگه مي آن.
يك نگاه به ساعتم انداختم، ساعت از 9 گذشته بود. ولي تا اون جايي كه من مي دونستم ساعت اداري از 8 شروع مي شد. پس تعجبي نداشت كه بپرسم: "ببخشيد! مگه كار اداري از ساعت چند شروع مي شه؟"
- "آقا بفرما بيرون!" ...

بحث

هميشه جو جامعه يه جوريه كه يه عقيده رو داشتن ارزش مي شه. حالا خدا نكنه كه صاحب همچين عقيده اي با صاحب يه عقيده ديگر بحثش بشه! البته اگه طرف مقابل، متوجه باشه به راحتي از بحث مي آد بيرون. ولي اگه طرف به اندازه يارو بي منطق باشه. اگه تونستي بحث رو بدون دعوا خاتمه بده.