گفتگو

حادثه ي اميركبير

يك صفت تعدادي از مسئولين فعلي مملكت اين است كه اصلا نمي فهمند ديگران چه مي گويند. البته اين صفت به سه دليل ايجاد مي شود. يا واقعيت هاي حاكم را نمي بينند. يا خود را به آن راه (كوچه ي علي چپ) مي زنند. و يا فهم و شعور لازم را براي درك واقعيت هايي كه مي بينند، ندارند.
در حالت اول و سوم، به اين نتيجه مي رسيم كه اصلا صلاحيت مسئول شدن را نداشته اند. پس بايد آگاه شوند. بنابراين بايد تمام تلاش خود را بكنيم كه آن ها را آگاه كنيم و يا فهم و شعور لازم را به آن ها بدهيم. و اگر استعداد ذاتي آن ها اجازه ي فهم نداد، بايد تلاش كنيم كه آن ها را بركنار كنيم.
در حالت دوم، بايد بي خيالشان شويم. چرا كه انسان خواب را مي شود بيدار كرد ولي انساني (!) كه خود را به خواب زده است را نمي توان در اين حالت، چون از بيداري آن ها !، نااميديم، بايد تمام تلاشمان را براي كنارزدن آن ها به كار ببنديم.
حالا به نظر شما، اين دوستان جزء كدام دسته اند؟
اگر حوصله داريد كه متن كامل حادثه اي كه در دانشگاه اميركبير رخ داد را بخوانيد و گرنه همين چند عبارت كه در ادامه مي آيد را از دست ندهيد:
در حالي که اعضاي انجمن اسلامي که تلاش مي کردند خود را به ميکروفون روي سن رسانده و سخنان خود را در اين جلسه مطرح کنند مورد ضرب و شتم نيروهاي حراست رياست جمهوري قرار گرفتند. اين مسئله و همچنين حضور يکي از دانشجوياني که خود را عضو انجمن اسلامي معرفي مي کرد موجب اعتراض شديد دانشجويان شد. احمدي نژاد در پاسخ به اعتراض دانشجويان گفت: عده‌اي از دوستان ما آمدند و در اينجا ديدگاه هاي خود را مطرح كردند، حرفهاي خود را زدند و من ترديد ندارم كه اگر اين فرصت وجود داشت تك تك شما حرفهاي زيادي براي گفتن داريد. هر گروهي كه به نام جنبش دانشجويي حركتي را آغاز كرده و از مسير آرمانخواهي دور شده‌اند بدنه‌ي حقيقي دانشگاه آنها را كنار گذاشته است.

قضاوت با خودتان!

0 Comments:

Post a Comment

<< Home