ممنوع
وقتی همه به غیر از ما، دزد و بدخواه باشند؛ وقتی هر حرفی از غیر، شایعه پراکنی و تهمت و به قصد سوء باشد؛ وقتی آنچه ما می فهمیم، آخر فهم درست باشد وهر چه دیگران می فهمند (اگر بفهمند) انتهای نافهمی؛ دیگر چه انتظاری دارید که بانک ها همان ساعتی باز شوند که غیر از ما می گفته اند. چه توقعی دارید که ساعت ها آن گونه تغییر کنند که دیگران دریافته اند. چه می پندارید که احساس می کنید مسئول شایسته ی پیشین سزاوار بقا است. روزها باید آن گونه که قبلا بود، تعطیل شود. قوانین باید به گونه ای باقی بمانند که کسی غیر از ما برنامه ریزی کرده است.
البته خیلی خودتان را اذیت نکنید، چرا که فکر و فهم و اندیشه و انتظار و توقع و احساس شما ارزشی ندارد مگر آن گونه بفهمید، آن گونه بیندیشید، آن گونه متوقع شوید و آن گونه احساس کنید که ما می خواهیم. اگر احساس کردید که قیمت ها بیش از سال های پیش افزایش یافته، اگر اینگونه پنداشتید که کشور با کاهش تولید، افول صنعت و کاهش رشد اقتصادی مواجه شده است، بدانید که در اشتباهید. یا آن گونه بیندیشید و احساس کنید که ما می خواهیم یا فهمیدن و اندیشیدن و احساس کردن ممنوع!

1 Comments:
کور شوم لال شوم کرشوم
لیک محال است که من خر شوم
باید به فکر فردا بود باید به فکر گذر بود گذر از این وضع تلخ,
By
رضا, at 8:02 AM
Post a Comment
<< Home