مديران مديريت ناپذير
تيم فوتبال مديريت (البته بعضي ها يك اقتصاد هم به آن مي چسانند: تيم فوتبال مديريت و اقتصاد) دوباره باخت. اين بار با نتيجه ي عجيب و غريب 8 بر 0، آنهم مقابل تيم نه چندان مدعي متالورژي. مشكل تيم فقط و فقط يك مسئله بود، مديريت ناپذيري دوستان. همه ي اعضاي تيم مدير شده بودند. همه هر كاري كه مي خواستند مي كردند. همه تعويض مي كردند. همه نظارت و بازخواست مي كردند و همه هر جايي كه دلشان مي خواست و حال مي كردند، بازي مي كردند. خلاصه همه فراموش كرده بودند كه اينجا زمين مسابقه است و فقط يك مدير و مربي دارد نه شركت كه هر كدامتان نقش (ظاهرا) مدير را بازي مي كنيد.
يكي از اين دوستان مدير، در بازي آخر نقش دفاع آخر را به عهده گرفت. باور كنيد اگر از فوروارد ما جلوتر بازي نمي كرد، عقب تر هم بازي نمي كرد. ايشان نقش بازخواست از همه را نيز به عهده داشتند. تيم كه گل نمي زد، همه بايد يك فحشي از ايشان دريافت مي كردند. در حالي كه حداقل 8 گل تيم به خاطر اشتباهات اين عزيز به ثمر رسيد، اولين كسي كه بعد از بازي به ديگران يورش برد و همه را بي غيرت خواند ايشان بودند. جاداشت كه حساب بزرگتري و البته ناداني ايشان را نمي كرديم و از خجالت ايشان تمام و كمال بر مي آمديم. كه متاسفانه نشد و به غيبت پشت سر ايشان بسنده كرديم. (خدا ما را ببخشايد. جدا من چيزي نگفتم و فقط شنيدم)
در يك كلام بگويم، دانشجويان مديريت نه تنها بايد مديريت كردن را ياد بگيرند، بلكه نياز به فراگيري مديريت شدن نيز دارند.
يكي از اين دوستان مدير، در بازي آخر نقش دفاع آخر را به عهده گرفت. باور كنيد اگر از فوروارد ما جلوتر بازي نمي كرد، عقب تر هم بازي نمي كرد. ايشان نقش بازخواست از همه را نيز به عهده داشتند. تيم كه گل نمي زد، همه بايد يك فحشي از ايشان دريافت مي كردند. در حالي كه حداقل 8 گل تيم به خاطر اشتباهات اين عزيز به ثمر رسيد، اولين كسي كه بعد از بازي به ديگران يورش برد و همه را بي غيرت خواند ايشان بودند. جاداشت كه حساب بزرگتري و البته ناداني ايشان را نمي كرديم و از خجالت ايشان تمام و كمال بر مي آمديم. كه متاسفانه نشد و به غيبت پشت سر ايشان بسنده كرديم. (خدا ما را ببخشايد. جدا من چيزي نگفتم و فقط شنيدم)
در يك كلام بگويم، دانشجويان مديريت نه تنها بايد مديريت كردن را ياد بگيرند، بلكه نياز به فراگيري مديريت شدن نيز دارند.

0 Comments:
Post a Comment
<< Home