گفتگو

اسكندر مقدوني

متن زير را دكتر زرين كوب در مورد اسكندر مقدوني (نه اسكندر يوناني!) نوشته است:
"تمام مدت فرمانرواييش سيزده سال و تمام مدت عمرش سي و يك سال بود - عمري كه مثل انفجار يك شهاب ثاقب بخشي از آسمان عصر را يك لحظه به آتش كشيد و باز در خاموشي و ابهام رها كرد. طلوع و غروب دولتش چنان زودگذر بود كه ديرباوران به خود حق مي دهند وجود او را افسانه پندارند، و داستان فتوحات او را مبالغه يونانيان بشمرند. در واقع تاريخ او را كه هنوز نزد غربي ها جهاد دنياي متمدن بر ضد دنياي وحشي تلقي مي شود، فقط مبالغه پردازان يونان و روم نوشته اند و ايران آن عصر در اين باب فقط يك كلمه - كه آن هم جز اشاره و زبان حال نيست - براي آيندگان باقي گذاشته اند: ويرانه ي قصرهاي سوخته در پارس كه هيچ چيز جز يك روح وحشي و عاري از فرهنگ نمي تواند آن ها را به چنين وضع و حالي انداخته باشد...
اسكندر بي شك جهانگيري بزرگ و جنگجويي كم مانند بود اما در جهانداري، قدرت و تدبير زيركانه اي بروز نداد. دنيايي را كه به ويراني كشيد براي تجديد بناي آن هيچ طرح خردپسندي نداشت. زودخشمي، عربده جويي و هوس پروري او را از اعمال آنچه لازمه ي جهانداري بود مانع مي آمد...."
اين متن را بگذاريد به حساب وطن دوستي! ولي روشن شدن بعضي جاهاي تاريخ، خيلي چيزها را روشن مي كند. بيشتر روي مطالب بالا فكر كنيد.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home