گفتگو

شب هاي شعرخواني من بي فروغ نيست!

گاهي چنان بدم كه مبادا ببينيم
حتي اگر به ديده رويا ببينيم
من صورتم به صورت شعرم شبيه نيست

براين گمان مباش كه زيبا ببينيم
شاعر شنيدني است ولي ميل، ميل توست
آماده اي كه بشنوي‌ام يا ببينيم؟

اين واژه ها صراحت تنهايي من اند
با اين همه مخواه كه تنها ببينيم
مبهوت مي شوي اگر از روزنت شبي
بي خويش در سماع غزل ها ببينيم
يك قطره ام، و گاه چنان موج مي زنم
در خود، كه ناگزيري دريا ببينيم
شب هاي شعر خواني من بي فروغ نيست
اما تو با چراغ بيا تا ببينيم

از كتاب شاعر شنيدني است از محمد علي بهمني

0 Comments:

Post a Comment

<< Home